خانواده ها باید فضای لازم برای ارتباط سالم دختر و پسر رو ایجاد کنن و اجازهی ابراز وجود و جلب محبت جنس مخالف رو به فرزندانشون بدهند. در این حالت رابطه با جنس مخالف به امری عادی تبدیل شده و نوجوان که تجربهی سطحی از این رابطه داره نسبت به این موضوع حریص نمیشه.
خانوادههایی که سعی میکنن برنامههای مشترک برای بچهها بذارن، مثل مهمانیهای خانوادگی و دوستانه، مسافرت با دوستان وآشنایانی که بچههای همسن دارند عملاً بستر مناسب برای ارتباطهای درست بین دوستان فرزندانشان را فراهم میکنند. تجربه نشان داده که دختر و پسرهایی که در دوران نوجوانی تعامل درست و منطقی با جنس مخالف نداشتهاند وقتی در محیطی قرار میگیرند که امکان این ارتباط برایشان میسر میشود(مثل دانشگاه، مهمانیهای دوستانه و…..) بیشتر آسیب میبینند چون آموزشهای لازم را فرا نگرفتهاند. بی تفاوتی والدین به این مهم در دوران نوجوانی و بلوغ چه بسا مشکلاتی بس زیانبار برای فرزندانمان ببار خواهد آورد.
بعضی از خونوادهها با ایجاد محدودیت و جداسازی فرزندان و برخی هم با دادن آزادیهای بیحساب و بیمنطق به آنها دچار رفتارهای افراطی می شن. اما اگر نوجوون احساس کنه که میتونه بر اساس معیارها و ضوابط مشخص، رابطهای منطقی با جنس مخالف برقرار کنه دچار عوارض شایع این روابط نمیشه. اگر چه ارزشهای اخلاقیِ جامعه در حال تغییره، اما هنوز مىتونید ارزشهاتون رو حفظ کنید. درسته که باید قبول کنید امروزه مسایل جنسى در جامعه آشکارتر از گذشته است، اما اینکه دیگران در مورد عقاید شما چه نظرى داشته باشند، نباید باعث شرمندگى شما بشه و نباید نظر دیگران در روابط خانوادگى شما دخالت کنه. اگر شما تصمیم داشته باشید در مورد بعضى از موضوعاتى که ممکن است مجاز باشند یا نباشند، آزادى کمتر یا بیشترى به فرزندان بدهید، نیازى نیست خودتون رو تغییر بدید. خیلی از ارزشهاى شما؛ هر چه که باشن، در آینده ارزشهاى نوجوونتون میشن. اما به شرطى که اونها رو با صراحت مطرح و نوجوونتون رو ازشون آگاه کنید.
پس اگر فکر مىکنید روابط جنسى قبل از ازدواج درست نیست، این مفهوم رو با نوجوونتان مطرح کنید. یا اگر فکر مىکنین داشتن روابط جنسى در موقعى که این روابط با عشق و تعهد همراه باشه عیبى نداره، به پسر یا دخترتون عین همین رو بگید. در این فرآیند از توضیح دادن علتهاى اصلى احساس خود، غافل نشید. کافى نیست که فقط به نوجوون بگید براى مثال نباید رابطه جنسى داشته باشه، باید دلایلى رو که براى این فکرتون دارید، بهش بگید و توضیح بدید که چرا «نه» گفتن به نفعشه . اگر نوجوان دلایلی رو که در پشت عقاید شما وجود داره درک کنه، بیشتر احتمال داره که قبولشون کنه.
در ضمن، لازمه به صحبتهاى نوجوونتون گوش بدید. به جای موعظهکردن، صحبتهاتون رو دوطرفه کنین. کشف کنید اونها در مورد مسایل جنسى چه چیزهایى می دونن و سعى کنید به سؤالهاشون تا جایى که مىشه پاسخهاى شفاف و مستقیم بدید. اما اگر به نظر برسه که نوجوونتون به شما گوش نمىده، حتى اگر واکنش خفیفی نشون بده یا اصلا هیچ واکنشی نشون نده، ناامید نشید. چون، اگر چه ممکنه نوجوونها واکنشى نشون ندهند، اما حرفهاى شما رو مىشنوند پس حتى مکالمههاى یک طرفه هم بىفایده نیستند.
چشم و هم چشمی، رقابت، حسادت و غریزه عواملی است که نوجوانان رو برای داشتن دوستی از دنیای جنس مخالف ترغیب میکنه و متاسفانه عوامل بیرونی هم به آتش این اشتیاق دامن میزنه.
بچه ها به هم سن و سالهای خود در نوجوانی بیشتر اهمیت میدهند تا به والدین. اون دوستانی که رفتارهای خوبی دارند رو باید شناسایی و تشویق کرد و الگو قرار داد تا بچه ها از اونها الگوبرداری کنند. تجارب مختلف رو باید برای بچه ها بازگو کرد و حتی تجارب ترسناک واقعی و عواقب و خطرات احتمالی اینگونه روابط رو برای آنها تشریح کرد. باید تمایل برقراری رابطه با جنس مخالف در این سن را درک کرد و با عقل و منطق نوجوانها را توجیه کرد.
نظر شما چیست؟
اواخر اردیبهشت و اوائل خرداد برای هر خانوادهی بچهداری مفهوم امتحان رو داره. توی این زمان همه مهمونیها رو کم میکنن به مسافرت نمیرن.
یه چیزی که در این دوران خیلی مهمه آرامش و تغذیهی خوبه. خواب و آرامش هم از نکاتیه که باید بهش اهمیت داد. شما برای هر کدوم از اینها یا موضوعات دیگه در دوران امتحانات چه برنامهای دارین؟
مرجان خیلی نگرانه، این را توی صحبت هاش با حمید میشه فهمید. آخه دخترشون سارا می خواد با دوست پسرش بره تئاتر.
پسرشون نیما هم به نظر میرسه که تو اینترنت با دوست دخترش چت میکنه. اینها بخشی از نگرانی های اوناست.
سارا’ دانش آموز کلاس دوم دبیرستانه، چند وقت پیش در مسیر رفت و آمد به کتابخونه باپسری آشنا شده و باهاش ارتباط دوستانه برقرار کرده سارا درمورد ایجاد این رابطه می گه: هر دو نفرمون کتابخونه می رفتیم که درس بخونیم، چون مسیر رفت و آمدمون یکی بود، با هم آشنا شدیم و دوستی مون ادامه داشت اما من و اون هرگز پامون رو از خطوط قرمز فراتر نذاشتیم و رابطه مون یک رابطهی دوستانهی تایید شده بیشتر نیست.
نیما’ ۱۷ ساله است، او چهار ماه پیش در جریان چت علمی! با دختری آشنا شده و این رابطه تاکنون ادامه دارد، آن طور که نیما می گوید والدینش از اینترنت چیزی سر درنمیآورند و کسی جز یکی دو نفر از دوستانش از این رابطه اینترنتی مطلع نیست.
نیما با اینکه از رابطهی اینترنتی خود راضی است کنجکاو است که هر چه زودتر دوست اینترنتی خود ‘ الهه’ را ببیند این کنجکاوی هم از آنجا ناشی می شود که می خواهد دوست دختر خودش را با دوست دختر هم کلاسی اش مقایسه کند!

کارشناسان دوران بلوغ را بحرانیترین دورهی زندگی هر فرد می دونن چون در آغاز این دوره نوجوونا به علت شکوفایی غرایز و افزایش حالات هیجانی، گرایش شدیدی به جنس مخالف پیدا می کنن. معمولا در دورهی نوجوونی، فرد به دنبال تایید شدن از سوی گروه همسان خود و مورد توجه قرار گرفتن توسط جنس مخالف است.
دختران و پسران در دوران نوجوانی بدون طرح و برنامهی خاصی با همدیگر آشنا و دوست میشوند. این روزها فناوریهای جدیدی مثل تلفن همراه و اینترنت، دیگر سختی نامهرسانیهای گذشته رو به دنبال ندارن و دختر و پسر میتونن با یک پیامک یا چت کردن با هم آشنا شن و قرار ملاقات بذارن و چون فاقد شناختهای لازم از همدیگرن و آیندهنگری خاصی ندارن، چه بسا دچار مشکلاتی هم بشن.
بارها دیده شده خانواده های سنتی پس از اطلاع از دوستی فرزند خود با جنس مخالف خیلی خشن برخورد می کنن و سعی می کنن با زور و تهدید اونا رو از ادامهی رابطه منع کنن اما از طرف دیگه عده ای از والدین با ژست روشنفکری، فرزندشون رو در رابطه با جنس مخالف آزاد گذاشتند.
به نظر شما نحوهی برخورد والدین با اینگونه روابط چه باید باشد؟
آیا شما موافق دوستی بچه هاتون با جنس مخالف هستید؟ چرا؟
آیا مخالف دوستی بچه هاتون با جنس مخالف هستید؟ چرا؟
کارشناسان دوران بلوغ را بحرانیترین دورهی زندگی هر فرد می دونن چون در آغاز این دوره نوجوونا به علت شکوفایی غرایز و افزایش حالات هیجانی، گرایش شدیدی به جنس مخالف پیدا می کنن. معمولا در دورهی نوجوونی، فرد به دنبال تایید شدن از سوی گروه همسان خود و مورد توجه قرار گرفتن توسط جنس مخالف است.
دختران و پسران در دوران نوجوانی بدون طرح و برنامهی خاصی با همدیگر آشنا و دوست میشوند. این روزها فناوریهای جدیدی مثل تلفن همراه و اینترنت، دیگر سختی نامهرسانیهای گذشته رو به دنبال ندارن و دختر و پسر میتونن با یک پیامک یا چت کردن با هم آشنا شن و قرار ملاقات بذارن و چون فاقد شناختهای لازم از همدیگرن و آیندهنگری خاصی ندارن، چه بسا دچار مشکلاتی هم بشن.
بارها دیده شده خانواده های سنتی پس از اطلاع از دوستی فرزند خود با جنس مخالف خیلی خشن برخورد می کنن و سعی می کنن با زور و تهدید اونا رو از ادامهی رابطه منع کنن اما از طرف دیگه عده ای از والدین با ژست روشنفکری، فرزندشون رو در رابطه با جنس مخالف آزاد گذاشتند.
به نظر شما نحوهی برخورد والدین با اینگونه روابط چه باید باشد؟
آیا شما موافق دوستی بچه هاتون با جنس مخالف هستید؟ چرا؟
آیا مخالف دوستی بچه هاتون با جنس مخالف هستید؟ چرا؟
یکی از دوستان اخیراً موضوعی را مطرح کرد که وقتی به آن توجه کردیم، متوجه شدیم که ما هم با این مشکل روبرو هستیم ولی حساسیت این دوستمان را نداشتیم و بهسادگی از کنار این مطلب گذشتهایم. او میگوید:
«من به اخلاقیات و معنویت اهمیت میدهم و در تربیت فرزندم به این موضوعات هم میپردازم. ولی وقتی به صفاتی مثل «ازخودگذشتگی» و «رعایت حقوق دیگران» و «گذشت» و حتی «محبت» میرسم، فکر میکنم که اگر در مورد این موضوعات تأکید کنم، شاید فرزندم مورد سوءاستفادهی دوستانش قرار گیرد، چون در این دوره و زمانه، بچهها خیلی خودخواه هستند و اگر فرزندم بخواهد گذشت داشته باشد، شاید سادهلوح و بیعرضه جلوه کند و حقش را بخورند. در نتیجه کمتر روی این صفات تأکید میکنم و بیشتر به موضوعاتی مثل راستگویی میپردازم. یا وقتی فرزندم از یکی از دوستانش شکایت میکند که او را اذیت کرده، اولین چیزی که به ذهنم میرسد و به او توصیه میکنم این است که خوب تو هم برو و مقابله به مثل کن. به همین دلیل اخیراً به این مطلب فکر میکنم که شاید من هم دارم آدم خودخواهی بار میآورم و اصلاً چه چیزی باعث میشود که به این شکل رفتار کنم و اصولاً روش صحیح در اینگونه موارد چیست؟»
مطمئناً شما هم با این مسأله روبرو شدهاید. قصدمان این است که به راه حل صحیحی در این موارد برسیم. بنابراین بیایید با هم به این مسأله فکر کنیم و اگر راهحل عملی و تجربه شدهای داریم با همدیگر در میان بگذاریم.
نوشتهی قُلی قلیزاده
وقتی من این سؤالات رو برای سایت فرستادم، به خاطر ایام نوروز، بیشتر قصدم شوخی با مسائل جدی بود. از اونجائی که شوخی شوخی، جدی میشه، حالا سایت از من خواسته که به همین موضوعات بپردازم. حالا یکی نیست بگه، بابا پدرت خوب مادرت خوب، من اصلاً چیزی بارم نیست. تازه اگه هم مطلبی به نظرم بیاد، نمیتونم جدی جدی بگم. خلاصه هرچی نوشتم وگفتم که بابا ما رو چه به جواب دادن، به خرجشون نرفت. من هم پیش خودم گفتم، خیلی خب، خودتون خواستین!
اینم جواب سؤالات:
ضمناً شخصاً در مورد این جوابها هیچ مسئولیتی هم قبول نمیکنم. استفاده از این مطالب هم هیچ پیگرد قانونی نداره!
۱-چه زمانی بهترین موقع جدا کردن اتاق بچه از پدر و مادره؟ (مثلاً شب دامادی فرزند چطوره؟)
ج: هر وقت که کتباً اعلام کرد که دیگه مایل نیست کنار ما بخوابد. به هرحال اون جیگرگوشهی ماست و ما تحمل نداریم که ناراحتی و دوریش رو تحمل کنیم. عجب سؤالاتی میپرسیدها! اصلاً هر کسی یه جوریه و هر بچهای یه وضعی داره. مهم حس محبت والد و فرزنده که باید به بچه منتقل بشه، وگرنه عقدهای میشه. تو تنهایی بچهام غصه میخوره…

۲ - آیا زن و شوهر باید زمانی رو با همدیگه به تنهایی اختصاص بدهند؟ ( خب معلومه که آره، ولی هرچند وقت؟)
ج: بعله خب معلومه که باید اینکارو بکنن. ما خودمون تو همهی فیلما دیدیم که این موضوع مهمه. ما یه دفه که قُلی خوابیده بود یواشکی رفتیم آشپزخونه، بستنی خوردیم!

۳- چندتا بچه داشتن رو مناسب میدونین؟ ( اگه از یکی به بالاس، فاصلهشون چند سال باشه بهتره؟ آیا باید خدا این فاصله رو تنظیم کنه یا ما هم اختیاراتی داریم؟!)
ج:خب ما اگه دست خودمون بود همین یه بچه رو هم نداشتیم. حالا هم که کاریه که شده. خدارو شکر. این حس پدر و مادر بودن رو چشیدیم. دیگه واسه هفت پشتمون بسه. تازه اگه یه بچهی دیگه بیاد به قُلی فشار میاد، بچهام.

۴- چه زمانی فرزند از والدین جدا بشه بهتره؟ ( اصلاً کلاً پهلومون بمونن چطوره؟) اگه با «جدایی بچه از والدین» موافقید، آیا برای اون موقع، برنامهای دارین؟
ج: نگید نگید، غصهام گرفت. خب هرچی دیرتر بهتر ! حالا این شب عیدی چرا حرفای ناراحت کننده میزنین. بهرحال یه واقعیتیه که همه باهاش روبرو میشن. خود طبیعت و زندگی مسئله رو حل میکنه. ایشالا همهی جوونا موفق باشن.
۵ – آیا امکان داره که ما خودمون هنوز از مامان بابا کاملاً جدا نشده باشیم؟ (منظور بی مهری و بی احترامی نیست، خودمون میدونیم!)
ج: یه حرفایی میزنین که انگار از پشت کوه اومدین. دیگه اون دوره و زمونه گذشت که پدر و مادرا با بچهها تو یه خونه زندگی می کردن. ولی اگه منظورتون اینه که ما هنوز به پدر و مادرمون وابستهایم، اولاً که لوس خودتونین. دوماً احترام والدین واجبه. سوماً ما باید از تجربهی اونا استفاده کنیم. من خودم سعی میکنم همهی مسائلم رو به مادرم بگم. هم اگه نگم ناراحت میشه، هم توی همهی کارام بهم کمک میکنه، طفلک. بعدشم راه و چاه زندگی رو بهم نشون میده. من که پنجاه سالمه باز میبینم چقدر خام و نپختهام، وای به حال جوونای این دوره و زمونه!
حالا بالاغیرتاً اگه جواب درست و حسابی این سؤالات رو بلدین خودتون بنویسین که اقلاً بفهمیم درستش چیه.
قلی
آنچه هفتهی گذشته در مورد استفادهی بیرویه از تکنولوژی گفته شد موضوعی است کاملاً جدی و به یک چشمبرهم زدن میشود در آن غرق شد. حالا میخواهیم اندکی از تأثیرات منفی تکنولوژی در جنبههای مختلف زندگی صحبت کنیم و در آخر چند راه حل ساده مطرح کنیم تا بلکه بتوانیم از تکنولوژی به درستی استفاده کنیم و به آن معتاد نشویم.
تأثیر افراط آن در یادگیری
-
در کارهامون بیشتر اشتباه میکنیم.
-
دیکتهی کلمات را از یاد میبریم.
-
نمیتونیم به چیزی با دقت گوش کنیم.
-
صبر و تحمل از کفمون میره و به اتفاقات دور و بر عکسالعمل سریع و نادرست نشون میدیم.
تأثیرات آن بر جسم و روان
-
استرس شدید و مداوم
-
ضربان قلب بالا
-
ازدیاد قند خون
-
ضعف دستگاه ایمنی
-
فشار خون بالا
-
بیتحرکی
-
ازدیاد چربی بدن
در نوجوانان و جوانان
-
ضعف ارتباطات اجتماعی
-
افسردگی و انزوا
راهکار عملی
راه حلهای سادهای هستند که شاید در ظاهر بیربط به نظر بیایند ولی برای رفع استرس و تولید انگیزهی مثبت موثرند:
-
به موسیقی کلاسیک ایرانی یا غیرایرانی گوش بدیم.
-
سعی کنیم بیشتر شوخی کنیم و حسطنزمان را ارتقا دهیم.
-
سعی کنیم نسبت به رفتار دیگران افکار مثبت داشته باشیم.
-
در منزل و محل کار گلدان گل یا گیاه قرار دهیم.
-
محل کار و منزل را تمیز نگاه داریم.
-
یک ساز موسیقی بنوازیم. اگر بلد نیستیم سعی کنیم یاد بگیریم.
-
پازل درست کنیم.
-
از پوسترهای هنری در منزل و محل کار استفاده کنیم.
-
با دیگران با احترام رفتار کنیم.
-
به قول و قرارهامون وفا کنیم.
-
ورزش کنیم.
-
در ارتباط با دیگران سعی کنیم به ترتیب از روشهای زیر استفاده کنیم:
-
اول حضوری
-
دوم از طریق کنفرانس ویدیویی
-
سوم با تلفن
-
چهارم از طریق نامه
-
پنجم با ایمیل
-
و ششم با اساماس
به عنوان یک مادر یا پدر چه باید بکنیم؟
-
کارهای الکترونیکی بچهها و خودمان را در زمانی که در منزل هستیم به کمتر از ۲ ساعت در روز کاهش دهیم.
-
استفاده از لوازم الکترونیکی به عنوان جایزهای برای بچه باشه نه اینکه هر وقت بخواهد راحت بازی را روشن کند و هر چقدر هم دلش خواست بازی کند.
-
بازیهای کامپیوتری باید از ۱ الی ۲ ساعت قبل از خواب قطع شوند.
-
تلفن، بازی الکترونیکی و کامپیوتر در اتاق خواب بچهها نباشد.
-
بچهها را به استفاده از بازیهای فکری مقوایی، کتاب خواندن و سایر سرگرمیها تشویق کنیم.
-
اس ام اس و تلفن و استفاده از آی پاد سر میز غذا ممنوع باشد.
مسلماً روشهای مؤثر دیگری هم برای تعدیل استفاده از تکنولوژی وجود داره که همهی افراد عاقبتاندیش در حال به کاربردنشان هستند. قطعاً شما هم از آن دسته هستید بنابراین ما رو هم از تجربیات ارزشمندتون بینصیب نگذارید.
یادتون میاد که اول بهمنماه موضوعی با عنوان اوضاع زمانه عوض میشود مطرح شد؟ موضوع دربارهی استفادهی بیش از حد خانوادهها و مخصوصا بچهها از تکنولوژی بود. همه هم با هم نظراتمون رو گفتیم و احساس نگرانی کردیم که ممکنه خطر بزرگی بچههامون رو تهدید کنه. در همون راستا میخواهیم سؤالاتی برای خودمون مطرح کنیم تا متوجه بشیم که آیا خودمون هم به استفادهی بیش از حد از تکنولوژی محکوم یا به عبارتی معتاد آن هستیم یا خیر؟ اگر هستیم این مسئله میتونه الگوی بدی برای بچههامون باشه. پس اول به این سؤالات جواب بدین:
-
آیا وقتی دارین رانندگی میکنین، غذا میخورین و یا در جلسات مهم نشسته اید، مشغول ارسال و دریافت sms هستین؟
-
ایمیلها و sms هاتون رو مرتب چک میکنین و اگه شرایطی پیش بیاد که نتونین چک کنین عصبی میشین؟
-
آیا با دوستانتون بیشتر به صورت آنلاین در تماس هستین تا تلفنی و حضوری؟
-
آیا معمولا بعد از استفاده از کامپیوتر احساس گناه و پوچی بهتون دست میده؟
-
آیا از کامپیوترهای محیط کار برای بازی، خرید اینترنتی و یا در اینترنت گردی استفاده میکنین؟
-
آیا دچار خستگی چشم، فشار خون بالا، سوء تغذیه و عدم رعایت حفظ الصحه هستین؟
حالا یک نفس عمیق ……………………….
آیا در محل کار، مدرسه یا شاید منزل دارای مشکلات زیر هستین؟
-
انجام کار گروهی براتون سخته.
-
گفتگو در مورد مشکلات به وجودآمده راحت نیست.
-
نمیتونین خلاقانه فکر کنین.
-
در طول بحثها یا جلسات، نمیتونین توجهها را به سمت خودتون جلب کنین.
-
معمولا خوشآمدگویی به کارمندان تازه وارد را با فرستادن ایمیل انجام میدین و به طور حضوری کار جدیای نمیکنین.
-
اگر اعضای گروه تحت نظارت شما یا دانشآموزان یا بچههاتون:
-
-
بیش از حد یا کمتر از حد فعال هستند.
-
گوشهگیرند.
-
استرس عصبی دارند.
-
کاملا حواسشون پرته.
-
شکایات زیادی از اندام و بدنشون دارند.
-
مشکلات شخصی زیادی دارند.
-
خوب….هر پاسخ مثبت به این سؤالات یعنی اینکه به همون اندازه درگیر تکنولوژی هستیم و باید برای اصلاحش یک فکری بکنیم.
حالا هرکس برای بهتر شدن و در آمدن از دام این اعتیاد مجازی پیشنهاد عملی داره با ما هم در میون بگذاره.
برآمد باد صبــح و بوی نــــوروز به کام دوستان و بخت پیـــروز
مبــارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز
سال نو مبارک! صد سال به از این سالها. انشاءالله که سال نو برای همهی والدین و خانوادههای عزیز سرشار از خیر و برکت و مهربانی و همدلی باشه و هرجای دنیا که هستید شاد و پیروز باشید.
این روزها همه یا در سفر هستند و یا مشغول دید و بازدید عید و دیدار از اقوام. خوش بگذره!
برای این دو هفتهی تعطیلات چند تا سؤال داریم که اگه دوست داشتین و حوصله کردین بهشون جواب بدید. شاید سؤالات خیلی ربطی به نوروز نداشته باشه ولی در واقع علت پرسیدن این سؤالات اینه که تعطیلاته و شما بیشتر فرصت فکرکردن دارید. در ضمن توی تعطیلات و دید و بازدیدها اگه فرصتی بود میتونید این سؤالات رو از دوستان و آشنایان بپرسید و نظر اونا رو هم برامون بفرستین یا اصلاً خودشون بفرستن. تازه اگه ارتباطی هم بین سؤالات پیدا کردین به ما هم بگین!!
۱- چه زمانی بهترین موقع جدا کردن اتاق بچه از پدر و مادره؟ (مثلاً شب دامادی فرزند چطوره؟)
۲- آیا زن و شوهر باید زمانی رو با همدیگه به تنهایی اختصاص بدهند؟ ( خب معلومه که آره، ولی هرچند وقت؟)
۳- چندتا بچه داشتن رو مناسب میدونین؟ ( اگه از یکی به بالاس، فاصلهشون چند سال باشه بهتره؟ آیا باید خدا این فاصله رو تنظیم کنه یا ما هم اختیاراتی داریم؟!)
۴- چه زمانی فرزند از والدین جدا بشه بهتره؟ ( اصلاً کلاً پهلومون بمونن چطوره؟) اگه با «جدایی بچه از والدین» موافقید، آیا برای اون موقع، برنامهای دارین؟
۵- آیا امکان داره که ما خودمون هنوز از مامان بابا کاملاً جدا نشده باشیم؟ (منظور بی مهری و بی احترامی نیست، خودمون میدونیم!)
تعطیلات نوروز ما رو فراموش نکنین و گاهی برای دید و بازدید هم که شده سری بهمون بزنید. به امید دیدار.
عجب کیفی داره روزهای آخر سال ! همه مشغول خرید و خانهتکانی و تهیهی بساط چهارشنبهسوری و هفتسین هستند. چه زیباست سنتهای نوروزی. مردم با ذوق ایرانی هم هر سال با شادی بیشتر از سال قبل به استقبال نوروز میروند و کاری به اوضاع و احوال زمانه و گرفتاریهاش ندارند. واقعاً هم قشنگی زندگی همینه. باید دم را غنیمت شمرد و از لحظه لحظهی زندگی لذت برد که این لحظاته که زندگی رو میسازه.
این روزها که حال و هوای عید همه جا رو گرفته و بوی بهار میاد بد نیست یک کمی بچههامون رو با سنتهای قدیمی و معنی هر کدوم از مراسم چهارشنبهسوری، هفتسین و دید و بازدید و … آشنا کنیم. میشه از رسمهای از یاد رفته مثل قاشقزنی و فالگوش وایستادن حرف زد و شب چهارشنبهسوری دور هم جمع شد و آجیل مشکلگشا خورد و فال حافظ رو برای بچهها معنی کرد. یا بچهها رو در چیدن هفتسین دخالت داد و تخممرغها رو به اونها داد تا رنگ کنند و از خودشون چیزی توی سفره بذارن. خلاصه هرکاری که پدر و مادرهامون برای ما کردند ما هم برای بچهها بکنیم. این جور مراسم ممکنه اولش برای بچهها خستهکننده به نظر بیاد ولی وقتی بزرگ شدند و خودشون بچهدار شدند تازه مزهاش رو میفهمند و اونوقته که دوست دارند برای بچههای خودشون هم تعریف کنند. این سنتهای قشنگ همینطوری شده که تا حالا باقی مونده. با ذوق گذشتگان و یادآوری آیندگان.
سعی کنیم این هفتهی پیش از عید رو از بچهها غافل نشیم و در کارهای مربوط به عید زیاد سخت نگیریم و بذاریم شیرینی مراسم عید رو بچشند. نگذاریم خونه تکونی و خرید به کامشون تلخ بشه. کاری نکنیم که بچهها از هر چی عید و خونه تکونی و اینجور چیزهاست خاطرهی بد پیدا کنند. سعی کنیم از این مراسم به خوشی یاد کنیم و تا جاییکه امکان داره همهی اعضای خانواده با هم در این ماجرا سهیم بشیم. کارها رو به تناسب تقسیم کنیم تا همه لذت ببرند. مثلاً بچهها خودشون نظافت اتاقشون رو به عهده بگیرن و در چیدن سفرهی هفتسین نظر بدهند. اگه عادت دارین گل و گیاه تازه بخرین و بکارین، نظر بچهها رو هم بپرسین و یکی دو گلدون هم به میل اونها بخرین و خوشون رو مسئول آب دادنش کنین. این کارها روان بچهها رو شاد نگه میداره و در آینده تکیهگاه عاطفی خوبی براشون میشه. از پدربزرگ و مادربزرگها هم غافل نباشین که سهم مهمی در عواطف و احساسات بچهها دارن. بزرگترها به این رسومات خیلی علاقه دارند و اونها رو یاد گذشتهشون میاندازه. خلاصه سعی کنیم شاد باشیم و از هوای بهاری و جیک جیک مستانهی گنجشکها لذت ببریم و خدا رو شکر کنیم که امسال هم بهار از راه آمد!
بهترین هدیه، شنیدن شور و شوق خانوادهها برای عید و نوروز است..





















دیدگاه های تازه